ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

41

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

داشت . به قصد آنها خارج شد . در ميمنه او نعمان بن مقرن ( سردار مشهور ) و در ميسره عبد اللّه بن مقرن بودند سويد بن مقرن هم عقب دار لشكر بود كه باركشهاى مسلمين را مىراند ( و محافظت مىكرد ) . با طلوع فجر دشمن را ديدند كه دو خصم در يك ميدان با هم روبرو شدند . مسلمين كه ناگهان بر آنها هجوم بردند چيره شده بودند شمشيرها را به كار بردند كه با طلوع خورشيد و درخشيدن شعاع بر آنها همه پشت كرده گريختند . مسلمين تمام چهارپايان آنها را ربودند و آنها پياده مانده كشته شدند . ابو بكر هم آنها را تا ذى قصه دنبال كرد و اين نخستين فتح و پيروزى مسلمين ( بعد از پيغمبر ) بود . نعمان بن مقرن را در آن محل قرار داد و خود با عدهء بمدينه برگشت . مشركين خوار شدند . بنو عبس و ذبيان ( قبيله ) بر مسلمين كه ميان آنها بودند شوريده آنها را قتل عام كردند . ديگران ( از مشركين ) هم بدنبال آنها چنين كردند . ابو بكر سوگند ياد كرد كه كشندگان مسلمين را در هر جا كه باشند بكشد و عده بيشترى از مقتولين را بكيفر قتل برساند . مسلمين هم ( پس از آن واقعه ) بر نيرو و پايدارى خود افزودند و هر عدهء از مسلمين ميان هر قبيله بر ديندارى و پايدارى خود افزودند مشركين هم در هر قبيله بر گستاخى خود افزودند . ( ماليات ) صدقه هر گروهى از مسلمين هم پياپى بمدينه رسيد . آنهايى كه مأمور جمع ماليات بودند دريافت مىكردند و مىفرستادند صفوان و زبرقان بن بدر و عدى بن حاتم از آنها ( مأمورين جمع ماليات و حكام زمان پيغمبر ) بودند تا آنكه مدت شصت روز بر لشكر كشى اسامه گذشت . گفته شده مدت لشكر كشى و غزاى او چهل روز شده بود . اسامه برگشت . ابو بكر هم او را جانشين خود در مدينه نمود همچنين لشكر او تا مدتى خود و چهارپايان آنها استراحت كنند . آنگاه خود با همراهان خويش ( از اهل مدينه غير از لشكر اسامه ) به محل ذى قصه روانه شد . مسلمين به او اصرار كردند و سوگند دادند كه لشكر كشى نكند او اجابت نكرد و گفت خود هم با شما مواسات مىكنم . آنگاه سوى